روز موش خرما (روز گراندهاگ) Groundhog Day 1993

روز موش خرما (روز گراندهاگ) Groundhog Day 1993

  • ارسال سریع سفارش

    ارسال سریع سفارش

  • پرداخت انلاین

    پرداخت انلاین

  • محصولات اورجینال

    محصولات اورجینال

  • ضمانت بازگشت

    ضمانت بازگشت

خلاصه داستان : «فيل» (موراي)، گزارشگر هواشناسي تلويزيوني اهل «فيلادلفيا» با نارضايتي به شهر کوچکي مي رود تا مراسم سالانه ي روز معروف دوم فوريه را پوشش دهد. صبح روز بعد از خواب بيدار مي شود و در مي يابد که بار ديگر دوم فوريه است. اين اتفاق مرتبا در روزهاي بعد هم رخ مي دهد...

700 تومان

با خرید این محصول 14 تومان تخفیف در خرید بعدی خواهید گرفت


خلاصه داستان : «فيل» (موراي)، گزارشگر هواشناسي تلويزيوني اهل «فيلادلفيا» با نارضايتي به شهر کوچکي مي رود تا مراسم سالانه ي روز معروف دوم فوريه را پوشش دهد. صبح روز بعد از خواب بيدار مي شود و در مي يابد که بار ديگر دوم فوريه است. اين اتفاق مرتبا در روزهاي بعد هم رخ مي دهد...


جزء 250 فیلم برتر IMDB با رتبه 212


شرح فیلم : نمونه اي کمياب از تجربيات لذتبخش سينما. يک کمدي درجه ي يک هاليوودي که هم مفرح است و هم غافلگير کننده. برخلاف تصور، ايده ي درخشان زود ته مي کشد و راميس گام به گام و آرام آرام شوخي هايش را بسط و غنا مي دهد و شخصيت اصلي اش را ابعاد گوناگوني مي بخشد. موراي در نقش اصلي به طرز فوق العاده اي هم عميق و هم سهل الوصول بازي مي کند.

 

نقد و بررسی فیلم :

فیلم روز گراندهاگ محصول 1993 است و سهم بسیار زیادی در به شهرت رسیدن "هارولد رافیس" کارگردان فیلم داشت، فیلمی کاملا ً کمدی که به اعتقاد برخی از کارشناسان سینما نه تنها بهترین کمدی دهه 90 است بلکه از آثار برجسته سینما نیز به شمار می رود. فیلم داستان هواشناسی به نام" فیل کانرز" است که برای چهارمین سال متوالی باید روز دوم فوریه به پانکستاونی برود و گزارش مراسم آن روز را تهیه کند. در این مراسم که هر سال 2 فوریه برگزار می شود، عده ی زیادی منتظر می مانند تا موش خرمایی به نام "فیل" از لانه اش بیرون بیاید و اعلام کند که آیا زمستان تمام می شود یا 6 هفته دیگر ادامه خواهد داشت. فیل گزارشگر نیز با بی میلی این کار را انجام می دهد. ولی داستان فیلم از جایی شروع می شود که به خاطر کولاک مجبور می شوند شب در پانکتا ونی بمانند. فردا صبح که فیل از خواب بیدار می شود با صحنه ای عجیب مواجه می شود و آن این که مجددا ً روز 2 فوریه تازه ای است. این اتفاق روز بعد و روز بعد از آن هم میافتد و همین گونه ادامه پیدا می کند و فیل هر روز در 2 فوریه بیدار می شود درهمان تخت خوابش در هتل و با همان سر و وضع. مسئله ای که وجود دارد این است که به هر قضیه می توان از دید مثبت ویا دید منفی نگاه کرد. ما تکرار در روز 2 فوریه را در این فیلم از هر دو این دیدگاه ها بررسی می کنیم. در روزهای ابتدایی که او دچا ر این تکرار شده است، از اوقات خوش روز مثل رفتن رستوران یا شب ها در بار راضی است ولی تحمل دیدن دوست قدیمی اش یا تهیه گزارش را ندارد. او چند روز اول سعی می کند خود را با لذت های زودگذر و البته به هدف سر گرم کند. با زنی رابطه دوستی می ریزد ( روز اول اسم زن و مدرسه محل تحصیلش را می پرسد، روز بعد با دادن همین نشانی ها به او ادعا می کند با او در یک دبیرستان بوده اند.) از یک ماشین پول سرقت می کند هرچند می داند که فردا دوباره دوم فوریه خواهد بود، همان مقدار پول خواهد داشت که از فیلا دلفیا همراه آورده است. یا تمام قوانین راهنمایی را زیر پا می گذارد. پس از سپری شدن چندین روز به همین منوال او احساس افسردگی شدیدی می کند. نگرشی که برای بسیاری در مورد تکرار وجود دارد. این که زندگی را ساخته شده از حلقه های کاملا ً شبیه به هم تکراری می دانند. هرروز صبح بیدار می شویم، صبحانه، دانشگاه (محل کار )، نهار، عصر در خانه با تلویزیون و شب خواب و این قصه هر روزماست. وضع برای فیل هم از این هم بدتر است زیرا او در یک روز خاص گیر کرده. در اثر این افسردگی او اقدام به خود کشی می کند. ابتدا موش خرما را که تمام بدبختی ها را از او می داند می دزدد و با وانت به ته دره سقوط می کند. خورد را جلوی ماشین می اندازد، خود را به برق وصل می کند. او چندین بار می میرد ولی فردا صبح مجددا ً با صدای رادیو که اعلام می کند " امروز روز بسیار سردی است ولی همه به خاطر گراند هاگ بیرون هستند " بیدار می شود. او پس از مدتی به این وضع عادت می کند. سعی می کند در این ورطه تکرار که دچار شده به مسائلی بیشتر دقت کند. او یک روز تمام پولش را به گدایی که هر روز می دید، می دهد اما شب متوجه می شود که گدا در یک خیابان می میرد. او فردا از صبح با او همراه می شود و به او می رسد. ولی سرنوشت گدا آن است که در روز 2 فوریه بمیرد. او به تدریج وقتی خود را اسیر این تکرار می بیند سعی می کند ازهمین تکرار برای رشد خود استفاده کند و هم چنین کمک به دیگران. او می داند هر روز موقع نهار فردی غذا در گلویش گیر می کند و خفه می شود، پس هر روز به او کمک می کند، هر روز پنچری ماشین چند پیرزن را می گیرد و هر روز در ساعت خاص خود را به درختی می رساند که قرار است پسری از روی آن بیافتد. یکی از زیباترین صحنه ها هم همین است. وقتی او را نجات می دهد پسرک از ترس این که تنبیه شود فرار می کند. فیل به او می گوید " هان؟ چه گفتی ؟... هیچ چیز... تو مثل هر روز از من تشکر نکرده ای.. ولی من باز هم فردا تو را نجات می دهم. "

کارش که برای او امری تکراری شده بود و کاملا ً نسبت به آن بی علاقه بود، این بار با دیدی مثبت به آن نگاه می کند تاجایی که روزی میرسد که تمام شبکه های خبری که برای تهیه گزارش این مراسم آمده اند، همه با هم گزارش فیل را نشان می دهند. پس از پایان گزارش همه فیل را تشویق می کنند به طوری که روز گراندهاگ فراموش می شود. فیل تبدیل به موضوع مورد توجه همه در مراسم روز گراندهاک می شود.

فیل بارها سعی می کند در این روز های تکراری به نحوی علاقه ریتا همکارش را به خود جلب کند. اما مشکلش این است که می خواهد خود را به نحوی جا بزند که ریتا خوشش بیاید. تمام مسائلی که ریتا به آن علاقه مند است را در روزهای متفاوت می فهمد و خود را شبیه همان ها نشان می دهد ولی هیچ گاه نمی تواند علاقه ریتا را به خود جلب کند.

فیل، هر روز با دادن 1000 دلاری که میداند فردا مجددا ً در جیبش خواهد بود به معلم پیانو، پیانو یاد گرفتن را آغاز می کند تاجایی که در نواختن پیانو استاد می شود. او در ساختن مجسمه های یخی استاد می شود و...

و بالاخره روز ی می رسد که فیل هم چنان در روز دوم فوریه مانده است با این تفاوت که او از این روز تمام استفاده اش را کرده. تکرار به جای این که او مستاصل کند و افسرده، سبب اوج گرفتن و تکامل او شده است. او تمام کارهای مثبتی که می توانسته در آن روز انجام دهد، انجام داده. شب در مراسم جشن، پیانو می زند، و ریتا او را به عنوان همرقصش انتخاب می کند و در حین رقص افراد متعددی می آیند و از او بابت کمک هایش تشکر می کنند، ریتا که سخت تعجب کرده با اون بیرون می رود - او مجسمه یخی ریتا را می سازد - این بار ریتا به خاطر خود فیل از او خوشش آمده است... فردای آن روز برای اولین باز پس از مدت ها، رادیو دیگه نمی گوید امروز روز گراندهاگ است، این بار وقتی عدد 5:59 تبدیل به 6:00 می شود... سه فوریه است!

ساعت در فیلم نماد جالبی است. بعضی مو قع ها تبدیل 5:59 به 6:00 برای تماشا گر خوشایند است و بعضی موقع ها تماشاگر را هم ناراحت می کند یعنی همان تکرار...

و یک شش صبح دیگر و روز دوم فوریه دیگری. این برداشت های احساسی کاملا ً متضاد از یک صحنه فقط با استفاده از زاویه دید دوربین و بزرگ نمایی ایجاد می شود که حرکت استادانه ای است.

فیل در روز دوم فوریه، و از تکرار دوم فوریه درس های بی شماری گرفت. او به کارش علاقه مند شد. انسان ها برایش عزیز شدند و آن گاه بود که توانست از این تکرار که اتفاقاً برایش بسیار لذت بخش شده بود، رهایی پیدا کند. جایی که دوم فوریه بهترین روز زندگیش شده بود.

هارولد رامیس بر اساس یک ایده جذاب، 101 دقیقه ( در ایران 75 دقیقه از شبکه چهار پخش شد ) تماشاگر را بدون این که خسته شود پای تلویزیون می نشاند و فقط تکرار را به او نشان می دهد. در این فیلم "بیل مورای"، "مک راول"، "کرین الیوت"،" استن توبولوفسکی" و... بازی می کنند. بیل مورای استاد برجسته بازیگری، نقش فراموش نشدنی در این فیلم ایفا کرده است. در ابتدا قرار بود تام هنکس به جای موردی بازی کند، اما به اعتقاد کارگردان قیافه تام هنکس بیش از اندازه جذاب بود و نمی توانست جنبه منفی تکرار را به خوبی نمایش دهد. فیلم نامه توسط هارولد رامیس و دنی رابین نوشته شده است.

این فیلم جوایز بسیاری از جمله بازیگر نقش اول زن از جشنواره "ساترن"، بهترین فیلمنامه از بافت و بهترین کمدی از جشنواره فیلم های کمدی دریافت کرده است.

در مورد هارولد رامیس: هارولد رامیس بازیگر و کارگردان آمریکایی 21 نوامبر سال 1946 در شیکاگو به دنیا آمد. او یک گروه کمدی داشت که علاوه بر خودش، جان بلوتی، گیلدا وادنر و بیل موردی در آن بودند. د ر1975 فیلم نامه " خانه حیران " را نوشت. در 1981 فیلم نامه " علامت ها " را نوشت اما عمده شهرتش در عرصه نوشتن فیلم نامه مدیون کمدی " روز گراندهاگ " است.

اگر چه تا قبل از روز گراندهاگ تجربه کارگردانی داشت، اما عمده شهرتش را به عنوان کارگردانی از همین فیلم به دست آورد. جالب توجه آن که این فیلم در گیشه شکست خورد اما مورد استقبال منتقدین قرار گرفت و پس از مدتی به یکباره نسخه ویدیویی آن فروش فوق العاده ای داشت. او فیلم های دیگری مانند " استورات خانواده اش را نجات می دهد " و " تکثیر " را نیز ساخت.

اما از معروفترین فیلم های دیگر او می توان به تحلیلش کن "Analyze This " در سال 1999 با بازی بیل کریستال و رابرت دونیرو اشاره کرد. هر چند نسخه دوم ان یعنی " Analyze That " شکست خورد. و منتقدین آن را نشانه ای آشکار از اوفول رابرت دونیرو اعجوبه بازیگری دانستند.

اما با وجود همه این مسائل نام هارولد رامیس با فیلم روز گراندهاگ گره خورده است. فیلمی که نشان داد که حتی در همین حلقه های تکراری روزمره نیز چیز هایی زیادی میتوان بدست آورد و آن اتفاق مهمی که همواره منتظرش هستیم، روزی در زندگی ما بیافتد، در یکی از همین روزهای به ظاهر تکراری، توسط خودمان و به خواست خودمان خلق خواهد شد.


منابع : سایت نقد فارسی و سینماتوگراف

نویسنده: م.ع.پاینده


--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کیفیت فیلم 720 می باشد

زیرنویس پارسی دارد

خریداران این محصول، این کالاها را نیز خریده اند:

شما هم می توانید در مورد این کالا نظر بدهید