بازداشتگاه هفده Stalag 17 1953

بازداشتگاه هفده Stalag 17 1953

  • ارسال سریع سفارش

    ارسال سریع سفارش

  • پرداخت انلاین

    پرداخت انلاین

  • محصولات اورجینال

    محصولات اورجینال

  • ضمانت بازگشت

    ضمانت بازگشت

(به همراه نقد،تحلیل و بررسی فیلم).خلاصه داستان : جنگ جهانى دوم . پس از كوشش نافرجام و فاجعه ‏آميز دو زندانى امريكايى براى فرار از « بازداشتگاه هفده » ، زندانى ‏هاى قرارگاه شماره‏ ى چهار در مى ‏يابند كه يك خبرچين در ميان‏شان وجود دارد . هدف سوءظن آن‏ها « سفتن » ( هولدن ) است ...جنگ جهانى دوم . پس از...

650 تومان

با خرید این محصول 13 تومان تخفیف در خرید بعدی خواهید گرفت


خلاصه داستان : جنگ جهانى دوم . پس از كوشش نافرجام و فاجعه ‏آميز دو زندانى امريكايى براى فرار از « بازداشتگاه هفده » ، زندانى ‏هاى قرارگاه شماره‏ ى چهار در مى ‏يابند كه يك خبرچين در ميان‏شان وجود دارد . هدف سوءظن آن‏ها « سفتن » ( هولدن ) است ...

 

شرح فیلم : اين جا برخلاف ديگر فيلم ‏هاى ژانر اسيران جنگى ، زندانيان نه به عنوان مظاهر و الگوهاى ميهن‏ پرستان معتقد ، بلكه به عنوان سربازانى واقعى و خسته از جنگ تصوير مى‏ شوند كه فقط مى‏ كوشند زنده بمانند ...

 

نقد و بررسی فیلم :

زمانی وجود داشت که ساخت یک فیلم کمدی جنگی به عنوان یک ریسک و جسارت محسوب می شد. در اوایل دهه 1950 که زخم ناشی از جنگ جهانی دوم هنوز وجود داشت و آمریکا در کره گرفتار شده بود، به نظر نمی رسید که جنگ موضوع جالب و بامزه ای باشد. چه کسی بهتر از بیلی وایلدر میتواند از این روند عبور کند و باوجود نگرانی و مخالفت برخی از مدیران استودیو آن را به نمایش درآورد. غرایز وایلدر همانطور مثل همیشه درست از آب درآمد. بازداشگاه 17 چنان محبوب بود که نه تنها در باکس آفیس شکست نخورد بلکه به سریالهای تلویزیونی نیز راه پیدا کرد.

می توان استدلال کرد که تنها تعداد کمی از کارگردانان قرن بیستم دارای استعداد و ذوق بیشتری از بیلی وایلدر بوده اند.( که می توان از چارلی چاپلین و اسپیلبرگ نام برد.) . وایلدر یهودی اهل سیسیلی که در اوایل دهه 1930 برای نجات از دست نازیهای به آمریکا فرار کرده بود، یکی از مشهورترین کارگردانان هالیود شد که از قرار معلوم ژانری وجود نداشت که او نتواند آن را به تسخیر خود درآورد. از فیلم غرامت مضاعف او به عنوان یکی از بهترین فیلمهای ژانر نوار نام برده میشود. فیلم بلوار سانست به عنوان نگاه دقیق به درون هالیود محسوب میشود و برخی اعتقاد دارند که فیلم بعضی ها داغشو دوست دارن بهترین کمدی تاریخ سینماست. فیلم بازداشتگاه 17 از جنبه دیالوگهای هوشمندانه ، بازیگری سطح بالا و داستان سرگرم کننده آن محصولی از وایلدر است. فیلم بگونه ای عناصر مختلف ماهرانه ای درهم تنیده است که هواداران فیلم برای سالها استدلال میکردند که با درامی جنگی با لایه هایی از کمدی مواجه هستند یا اینکه با فیلمی کمدی با لایه هایی دراماتیک مواجه اند. در هرصورت صحنه های خنده دار و صمیمی زیادی در فیلم وجود دارد و خیلی ها احساس میکنند یکی از دقیقترین بازنمایی ها از رفتار و اخلاق نگهبانان در ارودگاههای آلمانی در جنگ جهانی دوم برای همیشه به نمایش درآمده است.
تمام اتفاقات فیلم در اردوگاه اسیرهای جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد. ما با تعدادی از اسیرها آشنا میشویم: سفتون ( ویلیام هولدن)، متصدی غرغروی فروشگاه بازار سیاه در اردوگاه ، پرایس(پیتر گریوز) افسر خوشتیپ ، که مسئول نگهداری زندانیان است، هوفی( ریچارد اردمن) رئیس آسایشگاه، انیمال ( رابرت استروس) که نسبت به بتی گرابل و بهترین دوستش عقده دارد ، هری شاپیرو ( هاروی لمبک) و جویی ( رابینسون استون) که بخاطر حادثه ای دارای لکنت زبان می باشد. در این فیلم همچنین شخصیتهایی آلمانی وجود دارند ، از جمله کول ون اشربچ ( اوتو پریمینگر) بی رحم و سنگدل و دستیار به ظاهر مهربانش سگت شولز (سیگ رامن).

فرار از زندان موضوع مشترک در فیلم های اردوگاه های جنگ جهانی دوم می باشد، و فیلم بازداشتگاه 17 از این امر مستثنا نیست. اما اشخاص این فیلم با یک چالش روبرو هستند: مهم نیست که چقدر آنها نقشه فرار را به دقت طراحی کنند چراکه آلمانی ها یکقدم از آنها جلو هستند و نقشه آنها شکست میخورد. درک این نکته که در میان آنها یک نفر جاسوس است غیرقابل انکار است. در ابتدا زندانیان سفتون را که به نظر یک فرصت طلب و فرد منزوی است و با شولتز و همکارانش خیلی صمیمی است، به جاسوسی متهم میکنند. سفتون جاسوس واقعی را پیدا میکند ولی مشکلی که دارد این است که : چگونه، چه وقتی و به چه کسی حقیقت را نشان دهد و اینکه اگر او حقیقت را گفت آیا کسی باور میکند؟؟
فیلم به خوبی به دو قسمت مجزا تقسیم شده است، هر دو قسمت بخوبی توسط وایلدر اداره شده اند. در نیمه اول یک معما وجود دارد : تماشاگر و زندانیان در تلاش برای تشخیص هویت جاسوس می باشند. انتخاب سفتون به طور واضحی به اصطلاح برای پی نخود سیاه فرستادن ما در نظر گرفته شده است. نیمه دوم فیلم کاوش در اصول اخلاقی می باشد. هنگامی که سفتون هویت جاسوس را میفهمد، چگونه آن اطلاعات را بکار خواهد برد؟ برای پیشرفت و منفعت شخصی؟ برای نجات اسیر آمریکایی؟ و چه زمانی بهترین فرصت فاش کردن حقیقت می باشد؟

بازداشتگاه 17 مانند اکثر فیلمهای بیلی وایلدر بخوبی نوشته شده است و دیالوگهای زیرکانه ای دارد. طنز زیادی در فیلم وجود دارد و در اکثر موارد به مانند فیلم MASH از رابرت آلتمن، طنز درون مسایل جدی عجین شده است، از این رو بیجا و بی مورد بکار گرفته نشده است. مورد استثنای احتمالی در این فیلم اظهارات عاشقانه در رقص کریسمس بین انیمال و شاپیرو می باشد و این سکانس غیر استادانه به نظر میرسد.

بازیگران ، بخوبی ایفای نقش می کنند چرا که برای هریک از آنها لحظات خوبی در فیلم وجود دارد. رابرت استروس برای ایفای زیبای نقش انیمال نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل شد.( البته جایزه را نبرد). ویلیام هولدن در نقش سفتون که جالبترین شخصیت در فیلم می باشد برنده بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. ( تنها باری در طول دوران بازیگریش که برنده این جایزه شد.) جالب توجه است که هولدن انتخاب اول وایلدر برای نقش سفتون نبود ولی با عدم حضور چارلی هستون این نقش به هولدن واگذار شد.

شاید جالبترین انتخاب بازیگر برای فیلم اتو پریمینگر بود که کارگردان فیلم هایی مانند Laura و Anatomy of a Murder بود. وایلدر احساس میکرد که هیبت و وقار پریمینگر برای نقش فرمانده نازی خیلی مناسب است. البته این فیلم اولین باری نبود که پریمینگر در آن بازی میکرد ولی بهترین بازی او در دوران بازیگریش بود. ظاهرا ناسازگار زیادی بین وایلدر کارگردان و پریمینگر بازیگر وجود نداشت.

بازداشتگاه 17 باوجود اینکه اغلب از فیلمهای " کم اهمیت" وایلدر محسوب میشود ، یک اثر کلاسیک خوب است و یک مثال است از اینکه چگونه یک کارگردان حرفه ای میتواند اجزای بسیاری را به یک کل عملی تبدیل کند. تنها تعداد کمی از فیلم سازان جسارت نمایش کمدی وطنز دراردوگاه های جنگ جهانی دوم را داشته اند، ( بخصوص در زمانی کمتر از 10 سال بعد از وجود این ارودگاه ها) و تعداد کمتری موفق بوده اند. شما چه بخواهید بخندید، به حماقت جنگ یا هوس رانی یا شجاعت در جنگ فکر کنید یا اینکه بوسیله یک داستان چند بعدی با شخصیتهایی که بخوبی پرورش یافته اند سرگرم شوید، بازداشتگاه 17 آنچه بدنبال آن هستید را به شما عرضه میکند. فیلم های جنگی بسیاری ادعا دارند که آنها می توانند جذاب باشد حتی "برای افرادی که به ژانر جنگی علاقه ندارند" ، اما بازداشتگاه 17 مصداق کامل این عبارت است.
 
منبع : اختصاصی سایت نقد فارسی
مترجم : محمد ولی دوتبیه
 
کوتاه و خواندنی :
* ویلیام هولدن موقع دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد یکی از کوتاهترین سخنرانیهای هنگام دریافت جایزه اسکار را تا ان تاریخ ادا کرد. "Thank you"
* در سال 1968 آلفرد هیچکاک این رکورد را با گفتن تنها یک کلمه هنگام دریافت جایزه شکست:"Tanks"

یک مونولوگ خواندنی از فیلم :
هر روز ساعت 6، اپل داشتیم... یعنی همون حضور و غیاب، هر آسایشگاه یه مامور عذاب مخصوص به خودش رو داشت. مال ما «سپاستین شولتز» بود... یوهان سپاستین شولتز... می دونم خیلی وقت پیش ها آلمانی ها یه موسیقی دان داشتن که اسمش «یوهان سپاستین باخ» بود، اما یه چیزی رو بهتون بگم، «شولتز» موسیقی دان نبود! اون خوک بود. یه خوک تمام عیار.

در این اثر سیاه کلاسیک، وایلدر، استادانه و به طرز چشم گیری، درام را با کمدی در هم می آمیزد تا زندگی یکنواخت و پر از اندوه زندانیان جنگی را تصویر کند. سربازان اسیر در بازداشتگاه شماره 17 بسیار واقعی وخسته از جنگ دیده می شوند که فقط می کوشند زنده بمانند.نقطه قوت فیلم، بازی فوق العاده هولدن و نقش آفرینی مینجر در نقش فرمانده بازداشتگاه است.
 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کیفیت فیلم 720 می باشد

زیرنویس پارسی دارد

خریداران این محصول، این کالاها را نیز خریده اند:

شما هم می توانید در مورد این کالا نظر بدهید